ـ خانوم!جواب سوال ۴ صفحه چنده...
*مال درس ۵
{چند دقیقه بعد}
ـ نخير مال درس ۶ بود نگاه کردم الان!
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
-خانوم میتونم چند دقیقه وقتتونو بگیرم؟
*بفرمایید مزاحم نشید
-خانوم من یه خبرنگارم...
*هر چی میخوای باش...من به دکترشم شوهر نکردم با مهریه چقد..۹۰۰ تا سکه!
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
-چرا اینقدر در ایران کاغذ اضافی مصرف میشه؟کسی میتونه مثال بزنه؟
*کاغذ بازی زیاد شده خانوم..
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
-فکر ميکردم احمق تر از اين حرفا باشي...
*(لبخند ابلهانه ای ميزند)
-مث که اشتباه ميکردم
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
-چقدر دوسم داری؟
*تو چقد دوس داری ...یه ذره بیشتر
-اااااه چقدر کم! (سرش را با تاسف تکان میدهد)
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
-سلام خانوم میتونم برای یه مصاحبه رادیویی وقتتونو بگیرم
دستش را به روسریش میبرد...
- آخه من آماده نیستم...مانتوم لکه است
-خانوم رادییویه!
-کانال چند پخش میشه؟
-مزاحمتون نمیشم مثل اینکه دیرتون شده!
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
به دختر جوان سلام میدهد و با لبخند میگوید:خودت که نه ...ولی یه دختر خوب سراغ داری؟
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
هیکلش زیاد ایراد نداشت..اما هر وقت میرفت خیاطی..موقع اندازه گیری لباس شکمشو میکشید تو.
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|
-اين الگانسا كنترل نامحسوسن؟
-نه...اونايي كه لباس فسفري ميپوشن...!
+
نوشته شده در ساعت توسط شهرزاد
|